محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 39
آثار عجم ( فارسى )
آميز ؛ خود را برسان و به آبى ؛ آتشم بنشان . . . « 1 » » اثر نقاشى در طراحى تصاوير موجود در منشآت فرصت نيز آشكار مىشود : « . . . صبحگاهان از روى تخت دوازده پارچه برخاسته ؛ پنج شش مرتبه دو دست و رو ، را شسته ؛ خود را به هر هفت ، آراسته ؛ باجى نسترن ، نان روغنى با پنير در پيش نهد و دده ياسمين چاى مسكو با شير ميش دهد ؛ زعفران ، قليان عطرى از پى رساند ؛ زرافشان گرد دامان افشاند ؛ پس با عمامهء ترمهء كشميرى و عباى ماهوت اميرى يا كلاه بخارايى و قبايى دارايى ، از خانه جسته ، بر استر كوه پيكر مصرى يا اشهب راهوار نجدى نشسته ، حاجى الماس ، پيشاپيش مركب ، كاكا ياقوت ، دوان دوان از عقب ، به محضر اعيان درآيند يا اركان را ديدن نمايند ؛ از ملت سخنى گويند و از دولت اثرى جويند ؛ چون سفره گسترده شود ، سدّ جوع كنند ؛ پس دست شسته ، به خانه رجوع ، به سردابهء خنك در آمده ، تمدد اعصاب نمايند ؛ ساعتى چند ، استراحت و خواب ؛ پس چون مست راح ، از مستراح برخاسته ، چاى و قليان خواسته ، رفع كسالت كرده ، به حالت آمده ؛ سوار شده ، به سير صحرا و دشت و تماشاى گلگشت روند ؛ شامگاه به منزل رسيده ، بر مسند عشرت متكى گرديده ؛ از هر چه مايلند ، با هر كه طالبند ، بجوشند ، آنگاه راحت كنند و به خوابگاه استراحت ليالى . . . روند . . . « 2 » » فرصت با ديدى علمى ، به نقاشى مىنگريست و معتقد بود كه :
--> ( 1 ) . همانجا ، ص 503 . ( 2 ) . همانجا ، ص 503 .